- با که می گویی تو این با عم و خال ** جسم و حاجت در صفات ذو الجلال
- شیر او نوشد که در نشو و نماست ** چارق او پوشد که او محتاج پاست
- ور برای بنده ش است این گفت وگو ** آن که حق گفت او من است و من خود او
- آن که گفت انی مرضت لم تعد ** من شدم رنجور او تنها نشد
- آن که بی یسمع و بی یبصر شده ست ** در حق آن بنده این هم بی هده ست
- بی ادب گفتن سخن با خاص حق ** دل بمیراند سیه دارد ورق
- دست و پا در حق ما استایش است ** در حق پاکی حق آلایش است
- لم یلد لم یولد او را لایق است ** والد و مولود را او خالق است
- هر چه جسم آمد ولادت وصف اوست ** هر چه مولود است او زین سوی جوست
- ز انکه از کون و فساد است و مهین ** حادث است و محدثی خواهد یقین
- گفت ای موسی دهانم دوختی ** و ز پشیمانی تو جانم سوختی
- جامه را بدرید و آهی کرد تفت ** سر نهاد اندر بیابانی و رفت
- وحی آمد سوی موسی از خدا ** بنده ی ما را ز ما کردی جدا
- تو برای وصل کردن آمدی ** نی برای فصل کردن آمدی
- تا توانی پا منه اندر فراق ** أبغض الأشیاء عندی الطلاق
- هر کسی را سیرتی بنهاده ام ** هر کسی را اصطلاحی داده ام
- در حق او مدح و در حق تو ذم ** در حق او شهد و در حق تو سم
- ما بری از پاک و ناپاکی همه ** از گران جانی و چالاکی همه
- من نکردم امر تا سودی کنم ** بلکه تا بر بندگان جودی کنم
- من نگردم پاک از تسبیحشان ** پاک هم ایشان شوند و در فشان
- ما زبان را ننگریم و قال را ** ما روان را بنگریم و حال را
- ناظر قلبیم اگر خاشع بود ** گر چه گفت لفظ ناخاضع رود
- چند ازین الفاظ و اضمار و مجاز ** سوز خواهم سوز با آن سوز ساز
- آتشی از عشق در جان بر فروز ** سربه سر فکر و عبارت را بسوز
- موسیا آداب دانان دیگرند ** سوخته جان و روانان دیگرند
- عاشقان را هر نفس سوزیدنی ست ** بر ده ویران خراج و عشر نیست
- گر خطا گوید و را خاطی مگو ** گر بود پر خون شهید او را مشو
- خون شهیدان را ز آب اولی تر است ** این خطا از صد ثواب اولی تر است
- در درون کعبه رسم قبله نیست ** چه غم ار غواص را پاچیله نیست
- تو ز سر مستان قلاووزی مجو ** جامه چاکان را چه فرمایی رفو
- ملت عشق از همه دینها جداست ** عاشقان را ملت و مذهب خداست
- بعد از آن در سر موسی حق نهفت ** رازهایی کان نمی آید به گفت
- بر دل موسی سخنها ریختند ** دیدن و گفتن به هم آمیختند
- چند بی خود گشت و چند آمد به خود ** چند پرید از ازل سوی ابد
- بعد از این گر شرح گویم ابلهی است ** ز انکه شرح این ورای آگهی است 1775
- ور بگویم عقلها را بر کند ** ور نویسم بس قلمها بشکند
- چون که موسی این عتاب از حق شنید ** در بیابان در پی چوپان دوید
- عاقبت دریافت او را و بدید ** گفت مژده ده که دستوری رسید
- هیچ آدابی و ترتیبی مجو ** هر چه می خواهد دل تنگت بگو
- گفت ای موسی از آن بگذشته ام ** من کنون در خون دل آغشته ام
- من ز سدره ی منتهی بگذشته ام ** صد هزاران ساله ز آن سو رفته ام
- تازیانه بر زدی اسبم بگشت ** گنبدی کرد و ز گردون بر گذشت
- حال من اکنون برون از گفتن است ** این چه می گویم نه احوال من است
- نقش می بینی که در آیینه ای است ** نقش تست آن نقش آن آیینه نیست
- دم که مرد نایی اندر نای کرد ** در خور نای است نه در خورد مرد
- هان و هان گر حمد گویی گر سپاس ** همچو نافرجام آن چوپان شناس
- حمد تو نسبت بدان گر بهتر است ** لیک آن نسبت به حق هم ابتر است 1795
- چند گویی چون غطا برداشتند ** کاین نبوده ست آن که می پنداشتند
- این قبول ذکر تو از رحمت است ** چون نماز مستحاضه رخصت است
- با نماز او بیالوده ست خون ** ذکر تو آلوده ی تشبیه و چون
- خون پلید است و به آبی می رود ** لیک باطن را نجاستها بود
- کان به غیر آب لطف کردگار ** کم نگردد از درون مرد کار
- در سجودت کاش رو گردانی ای ** معنی سبحان ربی دانی ای
- کای سجودم چون وجودم ناسزا ** مر بدی را تو نکویی ده جزا
- این زمین از حلم حق دارد اثر ** تا نجاست برد و گلها داد بر
- تا بپوشد او پلیدیهای ما ** در عوض بر روید از وی غنچه ها
- پس چو کافر دید کاو در داد و جود ** کمتر و بی مایه تر از خاک بود
- از وجود او گل و میوه نرست ** جز فساد جمله پاکیها نجست
- گفت واپس رفته ام من در ذهاب ** حسرتا یا لیتنی کنت تراب
- کاش از خاکی سفر نگزیدمی ** همچو خاکی دانه ای می چیدمی
- چون سفر کردم مرا راه آزمود ** زین سفر کردن ره آوردم چه بود
- ز آن همه میلش سوی خاک است کاو ** در سفر سودی نبیند پیش رو
- روی واپس کردنش آن حرص و آز ** روی در ره کردنش صدق و نیاز
- هر گیا را کش بود میل علا ** در مزید است و حیات و در نما
- چون که گردانید سر سوی زمین ** در کمی و خشکی و نقص و غبین
- میل روحت چون سوی بالا بود ** در تزاید مرجعت آن جا بود
- ور نگون ساری سرت سوی زمین ** آفلی حق لا یحب الآفلین
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۶ساعت 9:44 توسط سید رضا فقیهی |
|
برچسب:
نویسنده: آرشان اسماعیلی
تاريخ: سه
شنبه
20 تير
1396 ساعت: 12:57